تبليغاتX
سرو زرتشت ، سرو تشنه باغمزار کاشمر - عکس سرو در خطر
آیا تولیت باغمزار کاشمر نقشه نابودی سروهای کهنسال را در سر می پروراند؟
 عکس سرو در خطر
 

سرو در خطر

 

                                          

 


 

یک ایده توریستی ناز!!!!

 

 

آفرینش یک اثر میراث فرهنگی و

 

 جاذبه گردشگری برای نخستین بار:!

 

در زیر شما با ایده آفرینش میدان سرونامه در پیرامون سرو باغمزار کاشمر آشنا خواهید شد. میدان سرو نامه زمینه را برای پیکرمند شدن اشعار کهن پارسی که به موضوع سرو کشمر پرداخته اند ، فراهم می کنند.

میدان سرو نامه با تزئینات سنگی حکاکی شده پیرامون خود مجموعه ای از دو اثر کهن و باستانی خواهد بود؛ یکی سرو کهن باغمزارکه یادمان سرو زرتشت در کاشمر می باشد. و دیگری اشعار کهن درباره سرو کشمر.

در کارنامه تولیت باغمزار کاشمر شش هفت کاج و سرو کهنسال بریده شده وجود دارد که با ارتفاع بیش از سی متر و قطر دو متر از جاذبه های مهم گردشگری و میراث طبیعی در این شهرستان به شمار می آمدند. بی توجهی به آبیاری این سروها آنها را خشکاند و برای همیشه از پهنه دید آیندگان محو کرد.

بدبختانه آخرین سرو کهنسال این مجموعه نیز در شرف دچار شدن به این سرنوشت تلخ و از پیش تعیین شده می باشد.

به نظر می رسد تولیت باغمزار برای درختان و فضای سبز این مجموعه جیره آب ثابت و تغییر ناپذیری در نظر گرفته باشد.

بطوریکه برای نمونه اگر فضای سبز تازه کاشته شده کنونی را در نطر بگیرید آنگاه درخواهید یافت  که میزان آبیاری کنونی برای نهالهای دو سه ساله مقدار مشخص و ثابتی می باشد که اگر کم نشود در آینده به همین میزان خواهد ماند یعنی با وجود رشد نهالها و بزرگ شدن درختان در این جیره آب هیچ گونه تغییری داده نخواهد شد.

 تا کفاف تشنگی و نیاز روبه افزون و روزافزون این درختان را که در حال بالندگی است برآورده کند. نتیجه این روال آن است که این درختان فقط خواهند توانست تا حد معینی به رشد خود ادامه دهند واز آن پس به علت عدم تأمین آب مورد نیاز خود مجبور به رشد معکوس مصنوعی خواهند شد!

یعنی  تولیت باغمزارپای اره و تبر را به میان خواهد آورد تا با کاستن از حجم درختان نیاز به آب بیشتر آنها را تعدیل نماید!

بدین روش درختان هی کوچکتر از پیش می شوند و ناچار تن به تناسب اندام تحمیلی از سوی تولیت باغمزار می دهند.

آنهم با خشک شدن شاخ و برگهایشان و سپس برانده شدن این شاخ و برگهای خشک شده بدست باغبانهای تولیت باغمزاز!

پس برای اینکه در آینده فاجعه ای از این دست را که تولیت باغمزار درباره درختان کهنسال قبلی آفریده ، تکرار نشود باید :

نخست:تولیت باغمزار هرگونه خسّت وناحن خشکی و

«آب ازمشت نچکی » را درباره میزان آبیاری درختان کنار بگذارد.

دوم: تولیت باغمزار به رشد روزافزون درختان و نیاز روبه افزون آنها به آب بیشتر را در نظر بگیرد و آن را برآورد کرده و به موقع در دسترس درختان بگذارد در غیر این صورت

 

 « آن می شود که شد!»

 

در عکس سیاه و سفید قدیمی زیر می توانید شاخ و برگ انبوه سرو بریده شده کنونی ( لب فرات) را در سی چهل سال پیش ببینید.( در سوی راست عکس) ونیز در همین عکس در سوی چپ آن تنه کلفت یکی از درختان کهنسال دیده می شود که اکنون دیگر اثری از آن وجود ندارد. چون طی ده پانزده سال گذشته این درخت به همراه شش هفت درخت دیگر توسط تولیت باغمزار ابتدا خشکانده و سپس برانده شدند وچوب آنها به تالان رفت. البته ممکن است شما بشنوید که عامل خشک شدن این درختان رعدو برق بوده است. ولی این ادعا را درباره این همه درخت نمی توان پذیرفت اگر این درختان از آبیاری مناسب و عمقی برخوردار می شدند و آنگاه دچار خشکی می گردیدند، آنوقت می شد به رعد و برق معتقد شد.ولی با روال

 

چمنپروری کنونی که سابقه زیادی هم دارد می توان کاملاً مطمئن شد که با وجود

 

 آبیاری محدود فعلی که فقط به درد چمنپروری می خورد و نیز با وجود

 

فریاد آبخواهی در ختان بی نوا  که به گوش می رسد و به چشم هم می آید ،

 

رعد و برق نقشی نداشته است.

 در هر صورت همین ادعا یعنی کشیدن پای رعد و برق به این موضوع و انداختن همه تقصیرها به گردن رعد وبرق اگر صحت داشته باشد ایجاب خواهد کرد که درباره آخرین نسل از درختان کهنسال تدابیر جدی بیاندیشند. یعنی تولیت باغمزار باید به منظور حراست از میراث طبیعی بر جا مانده ، هرچه سریع تر اقدام به نصب برق گیر بر فراز درخت سرو کهنسال بنماید. وگرنه اگر این آخرین بازمانده از درختان بلند خوراک رعد وبرق شود آنگاه تولیت باغمزار ناچار خواهد شد که به جای درخت ،  گلدسته ها را به رعد و برقها پیشکش نماید !!

مساله دیگری که در خور درنگ است وجود انبوهی از سطل های فلزی رنگارنگ و زننده و تابلوهای مزاحم در پیرامون سروهای کهن است. این آهن آلات چشم انداز پیرامون سروها را مخدوش و خراشیده نموده است. چه خوب بود آنها را جابجا و چند قدم آن ورتر نصب می کردند.ولی به تازگی تابلو کوچک کنار سرو را که در عکس آغاز وبلاگ می بینید برداشته اند و به جای آن تابلویی بزرگتر در مقابل سرو کاشته اند.

آخه ضدحال از این بزرگتر!که وقتی میری جلو سرو به جای سرو یه آهن

 پت وپهن جلوت واستاده و بزنه تو ذوقت!

 

 

یره؛ ای هنه چی ؟!!!


 

دیروز......!

امروز....................!

|+| نوشته شده توسط کاوه آهنگر در یکشنبه سی ام مهر 1385  |
 
 
بالا